آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند .
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶
http://www.fazroman.ir/wp-content/uploads/2017/01/o3lk_banner-1.gif
خانه » دانلود رمان ترجمه شده (خارجی)

دانلود رمان ترجمه شده (خارجی)

دانلود رمان دفتر خاطرات ویژه فازرمان

دانلود رمان دفتر خاطرات ویژه فازرمان

دانلود رمان دفتر خاطرات ویژه فازرمان

دانلود رمان دفتر خاطرات ویژه فازرمان

نام رمان :رمان دفتر خاطرات

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

نویسنده :نیکولاس اسپارکس

حجم رمان : ۲٫۳۲ میگ

خلاصه  رمان:

در زمانه ای که از عشق های اصیل و ماندگار شاید تنها بتوان در افسانه های کهن نشان گرفت،سخن از عشقی عمیق شنیدن،ان گونه که « دفتر خاطرات» روایت می کند،بر دلنشینی ان خواهد افزود.بیشتر به این دلیل که دفتر خاطرات افسانه ای کهن نیست،بلکه حکایت تعلقی واقعی و ماندگار است که….

ادامه مطلب

دانلود رمان غرور و تعصب ویژه فازرمان

دانلود رمان غرور و تعصب ویژه فازرمان

دانلود رمان غرور و تعصب ویژه فازرمان

دانلود رمان غرور و تعصب ویژه فازرمان

نام رمان :  غرور و تعصب

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

نویسنده : جین آستین

تعداد صفحات : 467

ژانر : #عاشقانه

خلاصه ی رمان:

داستان با ورود آقای بینگلی و دوست ثروتمند و مغرورش ویلیام دارسی به ملک ندرفیلد در هارتفوردشایر و آشنایی آنها با خانواده بنت آغاز میشود خانواده ای که ۵ دختر دم بخت و بدون ارثیه دارد که در پی ازدواج با مردان ثروتمند هستند . چارلز بینگلی در همان ابتدا ………

ادامه مطلب

دانلود رمان نفرین مومیایی

دانلود رمان نفرین مومیایی

دانلود رمان نفرین مومیایی برای اندروید و pdf

دانلود رمان نفرین مومیایی

عنوان: نفرین مومیایی

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

نویسنده: ار.ال.استاین

مترجم: شهره نور صلحی

تعداد صفحات: 113

خلاصه :

بچه ها، حتما تا حاال هزار بار کلمه »مومیایی« را شنیدید و می دانید مومیایی کردن یعنی بدن مرده را سالم نگه داشتن؛ گاهی حتی برای 5550 هزار سال! مصری های باستان متخصص این کار بودند و یک جورهایی می شود آن ها را مبتکر صنعت کنسرو سازی دانست! آقای استاین تا به حال حد اقل سه کتاب با سوژه مومیایی برایتان نوشته است. در پایان کتاب مصاحبه ی کوتاهی با آقای استاین راجع به این کتاب شده که امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید.

ادامه مطلب

دانلود رمان اقیانوس خورشید

دانلود رمان اقیانوس خورشید

دانلود رمان اقیانوس خورشید برای اندروید و pdf

دانلود رمان اقیانوس خورشید

 

نویسنده: اهورا

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات: 454

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

من و تو، دو غریبه …
از دو دیار …
از دو دنیای جدا از هم …
با دردی مشترک!
من و تو تنهاترین آدمهای جهانیم!
در این طوفان سیاه، چشم بگشا پریزاده ی من … چشمان تو اقیانوس خورشید است.
از ماشییین پیاده شد و در را با تمام قدرت به هم کوبید، زیر شر شر باران درست لبه ی پرتگاه ایستاد.
کوب نا منظم قلبم را درست جایی نزدیک به حلقم احساس می کردم.
دست لرزانم دستگیره ی در را فشرد، پیاده شدم.
باران بی امان سر تا پایم را شست.
پشت سرش ایستادم، پشت سر کوهی از صلابت و غرور، پشت سر کسی که با تمام تنفر … هنوز دلم برای او ضعف می رفت.
یک آتشفشان آماده ی فوران بود، عضلات فک منقبض می شد و با انگشتان بلند و کشیده، بازویش را می فشرد.

ادامه مطلب

دانلود رمان شاهزاده ماه

دانلود رمان شاهزاده ماه

دانلود رمان شاهزاده ماه برای اندروید و Pdf

دانلود رمان شاهزاده ماه

 

نویسنده: ه.سپهری

موضوع: رمان

تعداد صفحات: 116

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

زبان: فارسی

خلاصه :

“شاهزاده و ماه” رمانی فانتزی و رمانتیک، از نویسنده‌ی آسیایی مایسا یوسارین است.

ادامه مطلب

دانلود رمان خانه مرگ برای اندروید و pdf

دانلود رمان خانه مرگ برای اندروید و pdf

دانلود رمان خانه مرگ برای اندروید و pdf

دانلود رمان خانه مرگ برای اندروید و pdf

نویسنده: آر ال استاین

مترجم: شهره نورصالحی

تعداد صفحات: ۱۲۱

فرمت: کتاب PDF

زبان: فارسی

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

من و جاش ازخانه جدیدمان متنفر بودیم.
البته این را بگویم که خیلی بزرگ بود و در مقایسه با خانه ی قدیمی مان،یک خانه اشرافی حسابی بود؛ یک خانه آجری قرمز بلند، با سقف کج سیاه و چند ردیف پنجره که سایبان های سیاهی داشتند.
از خیابان که نگاهش کردم، با خودم فکر کردم، که خیلی تاریک است. کل ساختمان یک جوری تاریک بود، انگار خودش را تو سایه ی درخت های پیر و
گره داری که رویش خم شده بودند، قایم کرده بود.
با اینکه فقط دو هفته از ماه جولای میگذشت، حیاط جلویی پر از برگ های خشک قهوه ای بود و وقتی کر و کر از سر بالایی ورودی اختصاصی جلو خانه
بالا میرفتیم، برگ ها زیر کفش های کتانی مان خرچ و خرچ صدا میکردند.

ادامه مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است