خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
http://www.fazroman.ir/wp-content/uploads/2017/01/o3lk_banner-1.gif

خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان باورم شکست
دانلود رمان باورم شکست

دانلود رمان باورم شکست

دانلود رمان باورم شکست برای اندروید و pdf

دانلود رمان باورم شکست

دانلود رمان باورم شکست

نسخه های اندروید (APK) , نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : mina.n

تعداد صفحات : 700

ژانر : عاشقانه , معمایی

خلاصه رمان :

قصه ی زندگیش کلافی بود سر در گم. زندگی اش گاهی با نبودن ها چنان به سیاهی می نمود که حتی انتخاب اسمش را هم عادلانه می دانست.

دخترکی آرام که زندگی اش دستخوش تغییراتی می شود که روحش را متلاطم میکند و ساحل زندگی اش را نا آرام.

گاهی با بودن کسی آرامش از دست رفته همچون قاصدکی نرم بر دل می نشیند و جسم و جانت را احیا میکند اما…

پایان خوش

دانلود رمان با لینک مستقیم (PDF)

DOWNLOAD

دانلود رمان با لینک مستقیم (APK)

DOWNLOAD

قسمتی از رمان :

موهای بلند همچون شبش را با آرامش شانه ای کشید و پشت گوشش فرستاد.

نگاهی به خود انداخت . ذهنش پر بود از نبودن های که باید می بودند ولی…

آشوبی که به زندگیش نشسته بود ،خانه را ویران کرده بود. قصه ی زندگیش در

عین سادگی کلافی بود سر در گم. زندگی ساده اش گاهی با نبودن ها چنان به

سیاهی می نمود که حتی اسمش را هم حق خودش می دانست؛ اسمش هم با

سیاهی و ظلمت عجین بود ، یلدا…

از قصه های ریز و درشت خان جون شنیده بود پدرش عاشق اسم یلداست .

دخترکی که در آخرین شببپ پاییز در سببلام و صببلواج خان جون و دردهای

مامان فهمیه و بی تابی های بابا علی ، پا به دنیا گذا شت ؛ می توان ست یلدای

دل بی قرار بابا علی و مرهم زخم زبان های مردم نا اهل به مامان فهیمه و نور

چشم تابان ها باشد .

نگاهی به قاب روی میز انداخت که مزین بود به عکسی که یادگار تمام عمرش

بود؛ بابا علی و مامان فهیمه . به قول خان جون بابا علی اش کم کسببی نبود،

یک پارچه آقا و محبوب اهل محل. یک خان جون بود و یک علی.

باورم شکست 5

مامان فهیمه هم دخترک ساده و آرام هم سایه که هنوز با مرور زمان و گذ شت

ایام خان جون با یادآوریش گل لبخند روی لبانش می شببکفت و آهی از

حسرج می کشید. دخترک همسایه نرم نرمک دل علی را نرم کرد و تک مهمان

خانه ی دل علی شببد. اما حیک که دسببت زمانه گل چین خوبی بود و به آنی

دخترک ، هم قلپ و همراهش را تنها گذاشتند.

از وقتی یادش می آمد یا دسببتش گیر، پر دامن پر گل خان جون بود یا دسببتان

قدرتمند پدر جون.

مامان فهمیه و بابا علی برای یک عمر در قاب بالای گنجه ی اتاق نشیمن جای

گرفتند تا هر وقت دخترک از کنارش رد شد آهی از سر ح سرج ندا شتن شان

بکشد و خان جون نگاهی با حسرج به قامت دختر بیندازد و قلبش خون شود .

تکانی به خود داد و از افکارش فاصله گرفت .

یا غیاث المستغیثین…

یا ارحم الراحمین…

صببدای ذکر گفتن خان جون ،حال خوبی را زیر پوسببتش میچرخاند. گویی

رقص صوفیانه ای در جانش ولوله انداخته بود و او را به شور وادار میکرد . راز

و نیاز تن را سبک می کرد ، دل را صیقل می داد و در نهایت روحت را آزاد می کرد.

امتیاز 5.00 ( 1 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۵ نظر ثبت شده است.

  1. جلد رمان به اسم شکست باور از مون شاسین است در حالی که در توضیحات باورم شکست به نویسندگی mina.n زده شده صحیح این موضوع همان توضیحات است یعنی
    رمان باورم شکست
    نویسنده : mina.n
    لطفا تصیح شود ممنون

  2. اسم نویسنده درست شد اما اسم رمان تو کاور هنوز اشتباه هست یعنی یه میم کم داره باورم شکست صحیح است در ضمن ممنون از ترتیب اثر و دقت نظر شما موفق باشید

  3. من این رمان خوندم نویسنده این رمان مینا نصیری (mina.n) هست واقعا رمان جالبی بود از فاز رمان ممنون که این رمانو اینجا گذاشته. فقط برای کامنتهای بالا لازم دونستم بگم که اسم صحیح نویسنده ذکر بشه ممنون

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است