عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
http://www.fazroman.ir/wp-content/uploads/2017/01/o3lk_banner-1.gif

خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان زاده تاریکی
دانلود رمان زاده تاریکی

دانلود رمان زاده تاریکی

دانلود رمان زاده تاریکی

دانلود رمان زاده تاریکی

نام رمان: زاده تاریکی

نویسنده: ldkh

ویراستار:fateme078

ژانر: تخیلی، فانتزی، یه کم احساسی

خلاصه:

داستان یه دختر، دختری که میره توی دنیایی که حتی توی تخیلشم نیست، به خواست خودش نمیره. اون رو با زور و اجبار به دنیایی که از نظر انسان ها خیالی ست، بردند و پای دخترک، به دنیای اسرار امیز، باز شد. دنیایی که اتفاقات خوب و بدی رو براش به نمایش می ذاره و سختی های زیادی رو بهش تحمیل می کنه و اون رو تبدیل به زاده تاریکی می کنه، زاده ای که در اخر…

دانلود رمان با لینک مستقیم

DOWNLOAD

قسمتی از متن”

با صدای درینگ درینگ اف اف از روی مبل بلند شدم. بازم مثل همیشه جلوی تلویزیون خوابم برده بود.

عین جن زده ها به طرف ایفون می رفتم که باز صدای زنگش بلند شد.

ــ اه، چقدر پیله ست!
تصویر کتی روی صفحه ایفون افتاده بود. زیر لب ای وایی گفتم و سریع در رو باز کردم،

تازه داشتم توی اتاقم می رفتم که در خونه باز شد و قیافه عصبانی کتی روی من زوم شد. توی خونه اومد و جیغ جیغ کنان گفت :
ــ خدای من تو هنوز اماده نشدی ارتیمیس؟ هیچ می دونی من از کی تا حالا اون پایین منتظرتم؟
بدون توجه بهش رفتم توی اشپز خونه و دست و صورتم رو شستم. بالاخره از حالت منگ بودن در اومدم و رو به کتی گفتم :
ــ چه خبرته حالا، الان میام.
کتی رو مبل نشست و گفت :
ــ اصلاًمی دونی کیا هستن؟
به اشپزخونه برگشتم. در یخچال رو باز کردم. زیر لب گفتم :
ــ ژله یا کیک و شیر؟
صدای داد کتی من رو به خودم آورد :
ــ اصلاً شنیدی من چی گفتم؟
کیک و شیر به نظرم بهتره! کیک و شیری که مربوط به دیشب بود رو بیرون آوردم و با پام در یخچال رو بستم.

امتیاز 3.50 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است