هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
http://www.fazroman.ir/wp-content/uploads/2017/01/o3lk_banner-1.gif

خانه » رمان عاشقانه » دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)
دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا)

نام رمان:یک روزتوزندگیم بودی(جلددوم رمان ایلیا)

ژانر:عاشقانه٬اجتماعی

نام نویسنده:قلب پاییز

خلاصه داستان :دانلود رمان یک روز توزندگیم بودی (جلددوم رمان ایلیا) سخن نویسنده:سلام دوستان از این که دیرشروع کردم منو ببخشین و دوستانی که جلد اولو خوندن می دونن که من نوشته بودم پدر نفس یک ماه دیگه حکم قصاصش اجرا می شه اما وقتی تحقیق کردم کمتر از یک سال همچین حکمی رو اجرا نمی کنن و شما اون یک ماه رو نادیده بگیرین و یک سال رو فرض …

دانلود رمان فارمت (apk)

DOWNLOAD

دانلود رمان با فرمت (pdf)

DOWNLOAD

 

قسمت اول نفس: خدای من چرا این جوری شد؟؟ من که چیزی نگفتم چرا این طوری شد این

مصیبت جدید رو دیگه نمی تونستم تحمل کنم… خدایا چه بدبختی بودم ،من و نیاز بالا

سرِمامان نشسته بودیم و هق هق می کردیم… با شنیدن زنگ ناهنجار در خونه ازجا پریدم و

دماغم رو پر سرو صدا بالا کشیدم و با دو خودمو به حیاط رسوندم… نفهمیدم چطوری درو باز

کردم … دکتر اورژانس:بیمار کجاست؟؟؟ درحالی با درد هق هق می کردم با صدای پر دردی

گفتم: تو خونه است توروخدا یه کاری کنید… دکتر که مرد مسن و عبوسی بود منو کنار زد و

همراه دستیارش به سرعت داخل خونه شدن … من هم دنبالشون دویدم و وارد خونه شدم…

نیاز ِبیچاره همون طور با حال نزارش

امتیاز 3.00 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. بسیار رمان غیر منطقی و بچگانه ای بود و ارزش خواندن نداشت. نویسنده ی رمان یا خیلی بچه است و یا در عالم بچگانه سیر می کند و عشق در این رمان بازیچه بود تا حقیقت یا بهتر است بگویم اصلا عشقی وجود نداشت. و قصه ی این رمان بهتر است بگویم به ارباب و برده ای بیشتر شباهت داشت.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است